RSS
آنکه فکرش گره از کار جهان بگشاید
گو در این کار بفرما نظری بهتر از این
فال امروز هم بد آمد.
این جا به دنیا آمدم
که
این جا نمیرم.
پشت سرم را نگاه می کنم
ردی از آوارگی این سال ها را پرمی کند
بی آنکه
یادم بماند.
روی چشم هایت خط می کشم
می خواهم یادم بماند
این دور
دور باطلی است
بی تو
بی من
بی ما!
در نفست
که مسیر سفرم بود.
حضور تو
آهسته می کند مرا.
« علی ساروی »